|
پچ پچ کنی خب منم میشنوم!!
تراوشات مغزی یه زندانی که دور از سکینه اش داره تو دارالتادیب رازی دوران تلخ حبسش رو میگذرونه !!!
|
از این به بعد دیگه منو نخواهید دید که میخوام شرمو از سرتون کم کنم و برم گم شم.....
میخوام بگم که الان دیگه میخوام خودمو بازنشسته کنم و وبلاگ رو ببندم و همه تونو بسپارمتون به خدا اگه بدی یا خوبی از ما دیدین حلالمون کنین که این دم آخری فقط میتونم بگم دوستتون دارم و خدا نگهدار همگی شما باشه.....
ضمنا از نازنین خانم هم تشکر میکنم که همیشه مطالبمو میخوندن و تو مشکلات و گرفتاریهام کمکم میکردن و خطاهامو بهم گوشزد میکردن.
امیدوارم همگی تون سالم وسلامت باشین.یاحق.....
یارب آنان که عزیز از دل و جان دارمشان
وقت رفتن چه کنم گر به تو نسپارمشان